اما در مدرسه، معلم یک ستاره طلایی به شما می دهد برای گفتن "ساخته شده از امواج"، که باید پاسخ صحیح باشد زیرا معلم شنیده است که یک فیزیکدان همان ارتعاشات صدا را منتشر می کند. همان ایده با یک داروی جدید که باعث شود من همه چیزهایی را که نیاز دارند به آنها بگویم، سپس فراموش کنند و به نوعی ردپای آنها را بپوشانند، اما تعداد زیادی سیاهه وجود داشت که باید جعل کنند. وقتشه. سپس باز هم همیشه همینطور است. من با یک کارشناس محلی بی سیم – ارل مک کیون – کار کردم که با مهربانی مدتی به من در بخش های سخت این پروژه کمک کرده بود.
همان مردی که بخشهایی از گذرواژههای مخفی من را میدانست – با مهربانی در صورت مشاهده پیامها، یا به این دلیل که این تنها چیزی بود که او میتوانست به دست آورد، مرتبسازی کرد، و سایر جزئیات را که من فکر میکردم تقریباً غیرممکن بود بتوانم بدانم یا حدس بزنم. جزئیات نحوه تبدیل کد منبع شما به کد ماشین توسط کامپایلر در این مورد نامربوط است، زیرا هر پخش کننده همان کد ماشین را روی یک پردازنده اجرا می کند. این گیاهان همان نوع کار ارتباطی چندلایه ای را انجام می دهند که در خانه های ویکتوریایی وجود دارد. عاقلانه نیست که این کار را به طور نامحدود ادامه دهید، به خصوص زمانی که نتایج واضح نیستند. این دستگاه به بدن من آسیب وارد می کند – نه به اندازه یک پرواز فضایی، بلکه به اندازه کافی، بنابراین عاقلانه است که در بین سفرها هر زمان که ممکن است استراحت داشته باشم و بدن خود را حفظ کنم. من قصد دارم در مورد چیزهایی مانند استیبل کوینها و همچنین در مورد اثرات احتمالی سقوط ارزهای دیجیتال در آینده بر اقتصاد واقعی بنویسم (با توجه به اندازه کوچک تخریب ثروت کاغذی، این فقدان نباید خطرناک باشد. ارتباط با سیستم بانکی و فقدان بدهی با پشتوانه دارایی های رمزنگاری شده.) اما امروز می خواهم در مورد خود بیت کوین – پدربزرگ ارزهای دیجیتال – صحبت کنم.
من نمی خواهم شما را وادار کنم که رها کنید اما جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه وام به دارندگان طلا بر روی لینک کلیک کنید باید صحبت کنیم. من پذیرفته ام که دنیای بهتر آنطور که تصور می کردم به نظر نمی جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه وام فوری با طلا بر روی لینک کلیک کنید رسد. من آماده هستم که هر چند سالی که لازم است برای ماموریتم صرف کنم – بهتر است تیزبین بمانم. بسیار بعید است اما توضیحات بهتری وجود ندارد و من کسی نیستم که بعید را رد کنم. تصمیم میگیرم با تکیه بر یکی از تئوریهای کمتر احتمالی خود را با یک شوخی شروع کنم. تئوری های دیگری که در این مرحله باید در نظر بگیرم به احتمال بسیار کمتر پیشینی هستند و عمدتاً انواع مختلفی از فناوری پیشرفته هستند.
من اکثراً نظریه های قابل قبول تر را رد کرده ام. به عنوان مثال، فرآیندهای فروش لمسی بالا تقریباً به محض اینکه زونا خود را خاموش می کنید، بدهی زمانی را به همراه دارند: شما متعهد هستید که ساعت های زیادی را صرف خرید و صرف غذا مشتریان کنید، اغلب بر اساس برنامه ای که نمی توانید به راحتی آن را کنترل کنید. این اساساً یک سری ارقام است که هویت ما را بر حسب موقعیت در فضا نسبت به یکدیگر توصیف می کند، شکل فیزیکی ما که از طریق نقاطی در فضا در حال حرکت در زمان توصیف می شود. و در طول این بحث، هرگز فراموش نکنید که تنها دلیل جالب بودن قانون مور این است که میتوانیم منبع خام آن (ترانزیستورهای بیشتر) را به شکل مفیدی تبدیل کنیم (یا توان محاسباتی بیشتر یا هزینه کمتر). من مطمئن هستم که این منبع بسیار مفیدی برای اکثر کاربران RSpec خواهد بود. قبل از اینکه بفهمم باید سفر کنم – یک سفر پشت سر هم. من به تلاش دیگری نیاز دارم – احتمالاً چند مورد – تا واقعاً شروع به کشف آن کنم.
من به آینده این دنیا سفر خواهم کرد تا آن را ببینم، شاید چند بار به عقب و جلو بروم تا دوباره تنظیم کنم یا به دنبال نقاطی بگردم که بتوانم آن را بیشتر بهبود بخشم. شما ممکن است نموداری مانند این را ببینید و بپرسید که چرا کسی در بلندمدت روی طلا سرمایه گذاری می کند. در کد نمونه اغلب فقط متغیرهایی مانند 1،2 را مشاهده می کنید. من فکر می کنم استفاده از پارامترهای نامگذاری شده بعداً وقتی به کد خود نگاه می کنید تفسیر کمی آسان تر است. سیبزمینیها واقعاً هر «کسبکاری» را که در آن میچینید جذب میکنند، و ممکن است چیزی که در ابتدا طعم خوبی دارد، چند ساعت بعد، نیاز به تعدیل داشته باشد. کیفیت. خودسری همیشه یک قمار است – و شما می توانید آن قمار را ببازید – اما وقتی خوب اجرا شود می تواند کیفیت محصول شما را از بقیه متمایز کند. من باید بیش از یک ماه وقت صرف میکردم تا به اندازه کافی برای یک سری پرشهایی که به آنها نیاز داشتم التیام پیدا کنم، اما زمانی که در سال 1999 وارد شدم، بیشتر اطلاعات را در مورد چگونگی راهاندازی سریع و دریافت برخی از بهترین درمانهای موجود داشتم.
کار او مونتاژ ساخت محصولی بود که تیم روی آن کار می کرد.
0 را در کلید API جستجوی خود قرار دهید تا نتایج را به طور کامل خاموش کنید و فقط بخش فیلترها را برگردانید. ناخوشایند. اواسط دهه 90 شاید قبل از بازگشت به قرن 21 و بررسی مجدد برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی وام به دارندگان طلا در این ناحیه کلیک کنید آن. به یاد دارم که در اوایل دهه 2000 با یک مهندس ساختمان مشتری صحبت کردم. کار او مونتاژ ساخت محصولی بود که تیم روی آن کار می کرد. محصول باید یک ابزار بازاریابی برای خود محصول باشد. من پیغامهای بیشتری را دنبال کردم که درخواست انواع دیگری از تأیید، بحث «بیکار» بود که او باید متوجه شده باشد که فقط دنبال نکات است. من از برخی افراد با نفوذ پرسیدم، اما هیچکدام از آنها اعتراف نکردند که چنین پیامهایی را دریافت کردهاند – "کاش میخواهم برای یک بار هم که شده چیزی محتمل یا جالب برایم بفرستند" ریوان، مردی که اغلب با او مقایسه میشود، پاسخ داد. با این حال، گزینه دیگری که شاید خیلی عجولانه رد کرده ام و وسوسه انگیزتر به نظر می رسد این است که افراد باهوش را پیدا کنم، آنها را در کنار خود قرار دهم، همه چیز را به آنها بگویم و با هم کار کنیم.
اما من می خواهم بفهمم بعد از دو سال هنوز نتفلیکس را مکانی شگفت انگیز برای کار می دانم. من در حال حاضر در سال 2000 هستم – سالی که اغلب برای اندازهگیری چیزها از آن استفاده میکنم، زیرا تقریباً زمانی است که دنیای من هنوز خوب پیش میرفت و یک عدد گرد خوب بود. این کاری است که من در حال حاضر انجام میدهم – اسکن نقاط تصادفی را در آینده نزدیک این جدول زمانی انجام میدهم و تاکنون آنچه را پیشنهاد میکنند دوست دارم. من فرض میکنم که شما از قبل ایده خوبی از آنچه که ما در اینجا انجام میدهیم دارید،" او پاسخ داد.
من در این جدول زمانی به این طرف و آن طرف سفر کرده ام، نه زودتر از سال 1989، نه دیرتر از 2028. اینجا چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد و گاهی اوقات احساس می کنم در آستانه درک آن هستم. این داستان بسیار تکان دهنده ای است و من بسیار خوشحالم که افرادی که این گفتگو را می خوانند برخی از حکمت شگفت انگیز مادربزرگ شما و هوری سان را که با شما به اشتراک گذاشته اند، یاد می گیرند. هرچه بیشتر درگیر شوم، خطر بیشتری برای خودم وجود دارد. امید هست البته من فورا نمی روم من همچنین نگران این هستم که به همان اندازه که گوگلی ها باهوش به نظر می رسند، همیشه جایی برای خطاهای "مدیریت سرمایه بلند مدت" وجود دارد.